تبليغاتX
کویر یخ - غم ناگفته
......حاصل عشق مترسك به كلاغ مرگ يك مزرعه است...

     دلتنگی...

كوير يخ-  دلتنگی... 

امشب بر شانه های دلم
کوله باری سنگینی می کند
کوله باری پُرِاز دلتنگی
دلتنگی های کهنه و تازه
یکی از سال های ویران، سخنی می گوید
دیگری از ماه های خسته و رفته
آن یکی از شب یلدایی که گذشت
و یکی، از لحظه هایی که در بیهودگی ها
غرق شد...
دلم می شکند زیر بار این همه دلتنگی
روحم ولی در پی دلتنگی ِ دیگر
می گریزد از همه دلتنگی ها
با پرهای شکسته باز سوی آسمان ها می رود
می رود سوی ( ناشناختنی )
شاید اینبار درآن اوج
به معبودش رسد...

 

*سحر شاه محمدي*




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط ..:: بهار ::..