تبليغاتX
کویر یخ
......حاصل عشق مترسك به كلاغ مرگ يك مزرعه است...

کویر یخ - ساقی 

کاش می دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را
می خوابانی
آه وقتی که توچشمانت
آن جام لبالب از جان دارو را
سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می کند ای غنچه رنگین؛ پر پر
من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه با د
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه ی مهر
اهتزاز ابدیت را می بینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

                                  فریدون مشیری




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 2:7 قبل از ظهر توسط ..:: بهار ::..

کویر یخ- روز اول

 

گفتی از عشقم حذر کن چه بد کردم نکردم

یادم و از سر بدر کن چه بد کردم نکردم

روز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدم

توی ایینه ی دیروز کاشکی فردا رو میدیدم

با تو عشق آمد و گم شد هرچه بود زیرو زبر شد

لحظه ها خالی و خسته زندگی بیهوده تر شد

گفتی از عشقم حذر کن چه بد کردم نکردم

فکر آزار و خطر کن چه بد کردم نکردم

عشق اولین تو بودی با تو من عشقو شناختم

ای تو عشق اخرینم  رفتی و درد رو شناختم

با تو من عشقو شناختم با تو من زندگی ساختم

از کسی گلایه ای نیست اگه باختم به تو باختم

گفتی از عشقم حذر کن چه بد کردم نکردم

یادم و از سر بدر کن چه بد کردم نکردم

هر کسی پس از تو امد خلوت منو بهم زد

تو رو باز به یادم اورد اگه از عاطفه دم زد

هر کسی پس از تو امد خلوت منو بهم زد

سرنوشت من نبوده  سرنوشتی که رقم زد

روز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدم

توی ایینه ی دیروز کاشکی فردا رو میدیدم

با تو عشق آمد و گم شد هرچه بود زیرو زبر شد

لحظه ها خالی و خسته زندگی بیهوده تر شد

گفتی از عشقم حذر کن چه بد کردم نکردم

فکر آزار و خطر کن چه بد کردم نکردم

گفتی از عشقم حذر کن چه بد کردم نکردم

عشقمو از سر بدر کن چه بد کردم نکردم

 

                                                اردلان سرفراز


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط ..:: بهار ::..